تائید کردن تروریست مصدومان تروریستی تیراندازی

تائید کردن: تروریست مصدومان تروریستی تیراندازی تروریست ها بیمارستان نماینده مجلس حمله تروریستی حادثه تروریستی تروریست های داعش

گت بلاگز اخبار اجتماعی تیر خلاص می‌زدند , روایت مصدومان اتفاق تروریستی تهران

حادثه تروریستی مزدوران داعش در ساختمان مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر حضرت امام(ره) واقعه‌ای نیست که به این زودی از دل و ذهن مردم پاک شود، آنان با اوج قساوت و بی‌

تیر خلاص می‌زدند , روایت مصدومان اتفاق تروریستی تهران

روایت مصدومان اتفاق تروریستی تهران؛ تیر خلاص می زدند

عبارات مهم : تروریست

حادثه تروریستی مزدوران داعش در ساختمان مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر حضرت امام(ره) واقعه ای نیست که به این زودی از دل و ذهن مردم پاک شود، آنان با اوج قساوت و بی رحمانه وارد منزل ملت شدند و به سمت مردم عادی که جهت کارهای اداری و زندگی روزانه ارزش در انتظار ملاقات با نمایندگان مجلس بودند، شلیک کردند.

به گزارش ایرنا، سخنان و بیانات مصدومان اتفاق تروریستی مزدوران داعش در تهران، از اوج قساوت تروریست ها حکایت دارد، هنگامی که که از فاصله یک متری به سر و سینه زن و مرد تیر خلاص می زدند.

تیر خلاص می‌زدند , روایت مصدومان اتفاق تروریستی تهران

17 نفر در این اتفاق مظلومانه شهید و حدود 56 نفر نیز بر اثر ضربه گلوله مصدوم شدند، بسیاری از مصدومان بعد از عمل جراحی و بهبودی نسبی از بیمارستان مرخص شدند و به منزل برگشتند ولی هنوز تعدادی از آنان در بیمارستان های سینا، امام حسین(ع) و طرفه خوابیدن هستند.

اغلب این مصدومان از ناحیه پا و بدن مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند و بعضی مورد اصابت دو یا سه گلوله قرار گرفته اند، بیهوش شدند و چندین بار تحت عمل جراحی قرار گرفتند، تیر از بدنشان خارج شد و اکنون دوران نقاهت را سپری می کنند.

حادثه تروریستی مزدوران داعش در ساختمان مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر حضرت امام(ره) واقعه‌ای نیست که به این زودی از دل و ذهن مردم پاک شود، آنان با اوج قساوت و بی‌

برای شنیدن سخنان آنان از روز اتفاق به بیمارستان طرفه و سینا رفتم و پای صحبت چند تن از مصدومان اتفاق خونین روز چهارشنبه 17 خرداد نشستم.

حسین خدایی راد، یکی از مصدومان این اتفاق است که در بیمارستان طرفه خوابیدن هست، او می گوید: من یک بازنشسته نظامی هستم که در شهر درود زندگی می کنم. جهت یکسری کارهای شخصی به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمده بودم. حدود ساعت 10 و 30 دقیقه روز چهارشنبه در تقاطع خیابان بهارستان و مجاهدین در ضلع شمالی مجلس به صورت پیاده در حرکت بودم که دیدم اوضاع امنیتی شده است و جلوی تردد خودروها را گرفته اند.

او می افزاید: با توجه به سابقه نظامی که دارم کنجکاو شدم و رفتم تا از نیروی انتظامی مجلس بپرسم چه خبر شده است هست، ظاهرا مدتی از ورود تروریست های داعشی به مجلس گذشته بود. شنیدم وارد سالن انتظار مراجعان شده است بودند و می درخواست کردند وارد صحن مجلس شوند که نتوانسته بودند و بعد وارد طبقات شده است بودند، زمانی که من در تقاطع خیابان بهارستان و مجاهدین بودم، یکی از تروریست ها از طبقه چهارم ساختمان مجلس به سمت مردمی که بیرون بودند، تیراندازی می کرد.

تیر خلاص می‌زدند , روایت مصدومان اتفاق تروریستی تهران

حسین می گوید: در واقع بعد از تیراندازی به مردم در سالن انتظار مراجعان، این مرحله دوم حمله آنها بود، یک دفعه احساس کردم پایم داغ شده است هست، دیدم شلوارم پاره شده است و از پایم به شدت خون می آید، اصلا وقت نکردم ببینیم چه شد.

او اضافه می کند: بعد دیدم که از دو ناحیه پا یکی پایین زانو و دیگری بالای زانو تیر خوردم، فردی که از طبقه چهارم مجلس تیراندازی می کرد، حدود 100 متر با من فاصله داشت و تیراندازی او به صورت رگبار نبود بلکه به صورت تک تیر و به سمت نشانه تیراندازی می کرد.

حادثه تروریستی مزدوران داعش در ساختمان مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر حضرت امام(ره) واقعه‌ای نیست که به این زودی از دل و ذهن مردم پاک شود، آنان با اوج قساوت و بی‌

حسین می افزاید: بعد از اینکه تیر خوردم، کشان کشان خودم را به سمت ایستگاه مترو بهارستان کشاندم، وقت نبود که منتظر آمبولانس شوم البته در پایین میدان یک آمبولانس را دیدم که به سمت مجلس می آمد، ولی ترافیک بود و راهها بسته شده است بود، همان موقع یک موتور که رد می شد، مرا سوار کرد و به بیمارستان طرفه رساند که در بیمارستان از حال رفتم.

این مصدوم اتفاق تروریستی پایتخت کشور عزیزمان ایران ادامه می دهد: در بیمارستان در اتاقی که خوابیدن بودم، یکی دیگر از مصدومان به نام آقای آزادی که در سالن انتظار مراجعان تیر خورده بود و الان مرخص شده است را دیدم، او به من گفت که مهاجمان داعشی بعد از تیراندازی به سمت مردم، دوباره آمدند و به مردم مجروح تیر خلاص می زدند.

تیر خلاص می‌زدند , روایت مصدومان اتفاق تروریستی تهران

وی می گوید: آقای آزادی که در مجلس مجروح شده است بود، به من گفت که مردم خیلی ترسیده بودند، بعضی ها می درخواست کردند فرار کنند بعضی هم زیر صندلی پنهان شده است بودند، همه ترسیده بودند.

* قلبم آتش گرفت

عبدالسلیم قاضی پور، یکی از مصدومان این اتفاق است که در بخش داخلی بیمارستان طرفه خوابیدن هست، او 35 سال دارد و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در رشته حقوق بین الملل است که به تازگی استخدام شده است و جهت پیگیری کار استخدام و دیدار با نماینده گنبد کاووس به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمده بود.

او به خبرنگار ایرنا می گوید: جهت پیگیری کار استخدام و ملاقات با نماینده شهرمان به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمده بودم، ساعت 10 و 20 دقیقه به مجلس آمدم. به من گفتند نماینده شهرمان ساعت 12 و 30 دقیقه به من وقت ملاقات داده هست، دو ساعت مانده بود. دیدم هوای بیرون گرم هست، با اینکه مسافر بودم و روزه نبودم ولی امکان غذا خوردن در بیرون هم نبود، با خودم گفتم، دو ساعت باقیمانده را در سالن انتظار می مانم تا نوبتم برسد.

عبدالسلیم می گوید: هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که شنیدیم از بیرون سالن صدا می آید، اول فکر کردم صدای ترقه هست، تعجب کردم، گفتم مگر مجلس جای شوخی و ترقه بازی است که یک دفعه همه داد زدند؛ «حمله تروریستی».

او می افزاید: ناگهان یک نفر الله اکبر گویان وارد سالن انتظار مراجعان در مجلس شد، کلت داشت، همین طور به طرف مردم تیراندازی می کرد و جلو می رفت، دو نفر دیگر هم همراهش بودند، آنها اسلحه بزرگ داشتند، سه نفر بودند، من زیر صندلی قایم شدم و سینه خیز رفتم زیر صندلی ردیف دوم.

عبدالسلیم می گوید: این سه نفر خیلی شتابان بودند و با عجله به سمت داخل مجلس می رفتند؛ هدفشان این بود که بزنند و جلو بروند، با دقت تیراندازی نمی کردند بعد از چند ثانیه نفر چهارم داخل آمد، او با کمال خونسردی و آرامش و با دقت به سمت مردم تیراندازی می کرد، اسلحه بزرگی داشت، نمی دانم ژ-3 بود یا کلاشینکف، آن موقع دقت نداشتم.

او اضافه می کند: فرد چهارم با حوصله و بدون اینکه عجله و ترسی داشته باشد، یکی یکی بالای سر مجروحان می آمد و به سمت آنها شلیک می کرد، زیاد به سر و قلب آنها شلیک می کرد.

عبدالسلیم می گوید: چند متر آن طرف تر از من، دو زن بودند، یکی میانسال و یکی جوان، نمی دانستند به سمت راه پله یا جلو بروند، این دو زن از شدت وحشت همدیگر را بغل کرده بودند و می لرزیدند، نفر چهارم به آنها نزدیک شد و یک تیر در سر و یک تیر در قلب هر کدام شلیک کرد.

او می افزاید: یک آقا هم چند متر آن طرف تر تیر خورد، تروریست ها دقیقا به سر و بدن و به نیم تنه اوج شلیک می کردند، من پشت دو صندلی قایم شده است بودم یک دفعه رو به روی من ایستاد و به زانوی من شلیک کرد.

او اضافه می کند: من پشت دو صندلی قایم شده است بودم، سر و بدنم را پشت صندلی ها قرار داده بودم که تیر مستقیم به سر و تنم نخورد، با خودم گفتم اگر بخواهد به سمت سر من شلیک کند باید درست بالای سر من بیاید و اسلحه را عمودی بگیرد، خودم را آماده کرده بودم که اگر آمد، سریع سر اسلحه را بگیرم و به سمت اوج ببرم، آماده بودم که درگیر شوم.

عبدالسلیم می گوید: دو تیر به پای من خورد، یکی بالای زانو و یکی در کشاله ران، البته در بیمارستان بعد از اینکه این دو تیر را در روز پنجشنبه بیرون آوردند، روز شنبه در تصویر دیدند که بالای کشاله ران هم یک چیزی شببه گلوله یا ترکش است که آن را هم روز شنبه بیرون آوردند، خودم فکر می کردم دو تیر خورده ام و سومی را نمی دانم گلوله بود یا ترکش.

او اضافه می کند: من آخرین نفری بودم که تروریست چهارم به سمتش تیراندازی کرد، بعد از سالن انتطار خارج شد، با خودم گفتم ممکن است دوباره برگردد و تیر خلاص بزند، جهت همین تصمیم گرفتم از سالن خارج بشوم و به بیرون بروم، خودم را به سمت در کشاندم، می ترسیدم که تروریست دیگری در بیرون باشد، ولی بیرون هیچ کس نبود، به بیرون که رفتم چند نفر مامور پلیس را دیدم، آمبولانس هم رسیده بود و من نخستین مجروحی بودم که سوار آمبولانس شدم و به بیمارستان طرفه آمدم.

عبدالسلیم ادامه می دهد: من با پای خودم و با هوشیاری سوار آمبولانس شدم ولی بعد که به بیمارستان رسیدم دیگر هیچی نفهمیدم.

وی در پاسخ به پرسش خبرنگار ایرنا می گوید: در سالن انتظار مجلس زیاد از 30 نفر بودند، سالن شلوغ بود، سه نفر اول که وارد سالن شدند، خیلی جوان بودند، حدود 25 یا 26 ساله بودند، صورتشان را هم نپوشانده بودند، خیلی عجله داشتند و شتابان تیراندازی می کردند و جلو می رفتند.

او می افزاید: نفر چهارم ولی یک فرد هیکلی بود که فقط یک پارچه نازک جلوی دهانش گذاشته بود سبیل های « قلچماقی اش» از پشت پارچه معلوم بود، بالای 40 سال داشت و خیلی با آرامش و با دقت به سمت مردم تیراندازی می کرد، «تیر خلاص می زد».

عبدالسلیم می گوید: من از اینکه مصدوم شدم، ناراحت نیستم، تنها چیزی که مرا ناراحت کرد و قلبم را سوزاند، شهادت مظلومانه دو زنی بود که از وحشت همدیگر را بغل کرده بودند و می لرزیدند و تروریست چهارم به سمتشان رفت و تیر خلاص زد.

وی می افزاید: ای کاش من سرباز مجلس بودم و اسلحه داشتم و جلوی مجلس همه آنها را رگبار می بستم و اجازه نمی دادم که این طور مظلومانه مردم را به شهادت برسانند.

* دو ساعت روی زمین بودم

طهمورث سمیعی، مجروح دیگری از اتفاق تروریستی روز چهارشنبه مجلس است که در بیمارستان سینا خوابیدن هست، او می گوید: من جزو کارکنان کمیته امداد هستم، مسئله اداری داشتم که مجبور شدم جهت پیگیری از نماینده شهرمان-رشت- کمک بگیرم، یک ماه کارم طول کشید تا انجام شد، آمده بودم تا جواب نامه نماینده مجلس را به او بدهم.

سمیعی می افزاید: نوبت من شده است بود که پیش نماینده بروم، می خواستم از پله اوج بروم که تروریست ها وارد شدند، سه نفر اول وارد شدند و به سمت من هم تیراندازی کردند، دو تیر به بازوی چپ من اصابت کرد.

وی می گوید: فکر کنم دو نفر به سمت من تیراندازی کردند، می خواستم به بیرون بروم، ولی در بسته بود که ناگهان یک نفر دیگر از تروریست ها وارد شد و او هم از پشت به ناحیه کتف من تیراندازی کرد.

طهمورث اضافه می کند: من به زمین افتادم و از هوش رفتم، فکر کنم حدود دو ساعت روی زمین بودم، تا اینکه حدود ساعت 12 و نیم یا 13 که امنیت برقرار شده است بود، آمبولانس آمد و ما را به بیمارستان سینا انتقال یافته کرد.

وی می افزاید: با اینکه از رشت آمده بودم ولی چون نیت 10 روز ماندن در پایتخت کشور عزیزمان ایران را داشتم، روزه بودم البته سحری نخورده بودم.

طهمورث می گوید: من صورت تروریست ها را دیدم و بعد که تصویرشان منتشر شد، فهمیدم که سریاس یکی از کسانی بود که به سمت من تیراندازی کرد، یک لگد محکم هم به شکم من زد که جای آن هنوز کبود است.

او می افزاید: امیدوارم این افراد که تفکرات خطرناک خرافاتی دارند، قبل از اینکه بتوانند به مردم آسیب برسانند، نابود شوند.

*زمین پر از خون بود

عفت شهریاری، زنی حدود 60 ساله یکی دیگر از مصدومان این اتفاق است که هنوز در بیمارستان سینا خوابیدن هست، او به خبرنگار ایرنا می گوید: من یک مشکلی در کار بیمه ام داشتم، به همراه خواهرم به مجلس آمده بودیم تا با کمک نماینده مجلس مشکلمان برطرف شود.

وی می افزاید: از بازرسی بدنی قسمت زن ها عبور کردیم و وارد سالن انتظار شدیم، دیدیم جا نیست، رفتیم و قسمت آخر سالن ایستادیم، هنوز چند ثانیه نگذشته بود که تروریست ها وارد شدند، اگر من چند ثانیه دیرتر از اتاق بازرسی بدنی بیرون آمده بودم حتما از بین رفته بودم.

شهریاری می گوید: سه نفر بودند که وارد شدند. همه را به رگبار بستند، من و خواهرم در انتهای سالن روی زمین نشستیم و سرمان را پایین گرفته بودیم، قدرت این را نداشتیم که برگردیم و نگاه کنیم فقط به خدا توکل کردیم، یک لحظه نگاه کردم دیدم جنازه ها روی زمین است و همه جا پر از خون است.

او اضافه می کند: یک دفعه دیدم یک جوان حدود 24 یا 25 ساله که لباس سفید و شلوار مشکی پوشیده بود، رو به روی من ایستاده هست، فاصله اش با ما شاید حدود دو متر بود، کلت داشت و به سمت ما تیراندازی کرد، من و خواهرم تیر خوردیم، من از ناحیه ران پا تیر خوردم و خواهرم به دستش تیر خورد، من دو تیر خوردم؛ چند تا ترکش هم بود و بعد بیهوش شدم، زمانی به هوش آمدم که در بخش سی سی یو بیمارستان بودم.

شهریاری می گوید: بعدا به ما گفتند دور و بر شما پر از پوکه بوده و خیلی خدا به شما رحم کرده که فقط دو تیر خوردید.

او می افزاید: واقعا وحشتناک بود، امیدوارم جهت هیچ کس پیش نیاید، هنگامی که تیر به پای من خورد، چون لباس از جنس نفتی بود، آتش از آن بیرون زد و پایم گرم شد، آنجا بود که فهمیدم جوان های ما که به جبهه رفتند، چه ها دیدند و چه کشیدند.

ابراهیم خلفی، مردی 40ساله و کارمند دفتر نماینده مجلس در این شهر است که با روحیه شاد در بخش داخلی بیمارستان سینا قدم می زند، دستش پانسمان شده است هست، می گوید: به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمده بودم که یکسری مدارک را به نماینده شهرمان برسانم.

او می افزاید: در سالن انتظار نشسته بودم که یک دفعه دو تروریست وارد شدند، یک تیر شلیک کرد که به پهلوی من خورد، من به سمت حیاط فرار کردم، یکی از تروریست ها، دنبال من آمد و دوباره به سمت من شلیک کرد که دو تیر دیگر هم به بازوی من خورد. چون خون زیادی از من می رفت، مرا رها کردند و به داخل مجلس رفتند.

واژه های کلیدی: تروریست | مصدومان | تروریستی | تیراندازی | تروریست ها | بیمارستان | نماینده مجلس | حمله تروریستی | حادثه تروریستی | تروریست های داعش

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs